در پروژه‌های بازسازی و اورهال، منتظر ماندن برای تمام شدن یک جبهه کاری، یعنی از دست دادن زمان و هزینه.
ما تلاش کردیم جبهه‌های کاری را طوری تعریف کنیم که منابع پروژه هم‌زمان در چند نقطه فعال باشند؛
در یک نقطه آواربرداری، در نقطه‌ای دیگر تعمیرات، جایی بازسازی و نصب و در نقطه‌ای دیگر رنگ‌آمیزی.
اما این موازی‌کاری اتفاقی نبود.
پشت هر جبهه کاری، یک تصمیم مهندسی، یک بررسی فنی و یک برنامه اجرایی قرار داشت.
نقش دفتر فنی و مهندسی کارگاهی دقیقاً همین‌جاست؛
دیدن کل پروژه، شناخت وابستگی‌ها و پیدا کردن کار بعدی، قبل از اینکه کار فعلی تمام شود.
در چنین پروژه‌ای، مدیریت نباید به تنها کنترل برنامه زمانبندی ختم شود بلکه؛
خلق هم‌زمان فرصت‌های جدید برای پیشرفت باید در دستور کار باشد.
شاید بهترین نشانه یک پروژه چابک این باشد که وقتی یک جبهه متوقف می‌شود، پروژه متوقف نشود.